هشدار به همه بالاترینیها از مدیران و خدایان گرفته تا کاربران
دوستان مطلبی که می نویسم همگی فقط برای آگاهی و هشدار است. همین و بس.
از دوران بعد از انقلاب یک گروه برای وزارت اطلاعات ایران بسیار مهم بودند و آن هم گروهی بود که افراد متعدد دور هم جمع می شدند تا فعالیت سیاسی یا اجتماعی داشته باشد. به درست یا نادرست تمام این گروههای از بین رفتند. در اعدامهای سالهای 64 تا 68 تعدادی اعدام شدند و تعدادی هم به خارج گریختند. تقریبا می شد گفت بعد از آن بود که وزارت اطلاعات کسانی هم که خورده فعالیتی داشتند و استعداد آن را داشتند که کسانی را دور خود جمع کنند و تشکلی را داشته باشند ترور کرد و از بین برد. این ترور های خارج از کشور انجام شد و به کسانی که فعالیتی نداشتند کاری نداشت، شاید برای عده ای هم پیام فرستاد که مراقب باشند.
وزارت اطلاعات افراد و روشنفکرهای داخل ایران را هم فراموش نکرد، قتلهای زنجیره ای از همان ابتدا وجود داشت. از ترور های خلخالی در زیر پل که تعدادی ترکمن را کشت تا تشکیل "اطلاعات موازی" و ترور روشنفکران داخل ایران.
همگی به خوبی می دانیم که پس وزارت اطلاعات از یک چیز می ترسد و آن هم تجمع عده ای که تفکر دارند. و اکثر اوقات این روشنفکران بودند که در خط مقدم باید ظاهر می شدند و مردم را آگاه می کردند.
در سالهای بعد از دهه 70 وزارت اطلاعات کمی خیالش راحت شده بود و تنها نگرانی که داشتند مجاهدین بودند و آن هم به دلیل قدرت واحدی که آنها داشتند.
مقدمه را زیاد طولانی نمی کنم.
وزارت اطلاعات که با رئیس سابقش، سعید امامی هر تشکل فرهنگی را نابود می کرد، بعد از دوران خاتمی کمی تحول در نگرشش اداره آن بوجود آورد. ولی هنوز بعضی تفکر اداره مملکت به روش سعید امامی را دارند. اکثر کسانی که در مدرسه حقانی درس خوانده اند بسیار زیاد این تفکرکه مخالف را باید به شدت سرکوب کرد را در ذهن دارند. این گروه همانطوری که اطلاع دارید "اطلاعات موازی" را تشکیل دادند. البته بعد از جریان دولت خاتمی و دوم خرداد عده از اعضای قدیمی سپاه که دیگر کار کشته سیاست شده بودند واز اعضای اولیه سازمان اطلاعات بودن از جمله حجاریان، عضو هیاتی بودند که کمی در وزارت اطلاعات تحولاتی بوجود آورند. اینها به فرهنگیان و روشنفکران کمتر کار داشتند.
بعد از آمدن احمدی نژاد گروه اول همان گروهی که اطلاعات موازی را در زمان خاتمی تشکیل داده بودند به اداره اطلاعات بازگشتند و یا ان ستاد را محکمتر ساختند. از جمله این اواخر روح الله حسینیان که اتفاقا از مدافعین سعید امامی بود را به سمت شماورینش بر گذید.
این مطالب چه ربطی به سایت بالاترین دارد؟
این روزها این گروه در بین مردم عامه هم جایگاهش را از دست داده است و سخت به هراس افتاده است و اکنون دوباره شروع به فعالیت کرده اند. اینترنت برای اینها یک تابو شده است و دلشان می خواهد که تمام کاربرانی که به قول معرف استعدادسیاسی دارند و یا نخبه سیاسی هستند را شناسایی کنند.
اکثر سایتهایی که بازدید کننده زیاد دارند در دست مدیران اطلاعاتی هستند. به عنوان مثال مدیر پرشین بلاگ مهدی پوتراب که اخیرا هم گفته شده که به دلیل ارتباط آن با پرشينبلاگ با عليرضا عسگري، معاون وقت وزارت دفاع كه مفقود شده باز داشت شده یا به گفته رجا نیوز که خبرگذاری بسیار دست راست جمهوری اسلامی همان اتهامی که به موسوی را زدند به او زده از جمله ارتباط مشکوک مهدی بوترابی با برخی عناصر ايرانی شاغل مؤسسات نومحافظهكار آمريکاي.
به احتمال زیاد بوترابی با عوامل جدید وزارت اطلاعات همکاری های لازم را نکرده اگرچه خود به نظر با افراد جبه دوم خرداد ارتباط دارد و از افراد جمهوری اسلامی است. به گفته امیر فرشاد ابراهیمی او " كه سال ها از فعالان جنبش دانشجوئی بوده وپيشتر نيز افتخار حضور در جبهه هاي جنگ تحميلي را داشته" است و" بزرگترين اتهام وي اين است كه در طي مديريتش بر پرشين بلاگ توانست حدود ۷۸۰ هزار وبلاگ فارسی را مديريت فني نمايد كه ۱۷۰ هزار تای آن از فعالترين وبلاگهاي فارسي زبان هستند."
در هر صورت به نظر میاد وزارت اطلاعات جدید قدمی دیگر را بر داشته است. وزارت اطلاعات تعداد زیادی دانشجو در خارج از کشور دارد و در مواقع لزوم از آنها استفاده می کند، پایبند به رژیم اسلامی هستند. ولی در مواقع ناچاری بعضی از آنها پایبند به ساختار راست جمهوری می شوند و با در یافت مبالغی برای وزارت اطلاعات یا همان اطلاعات موازی کار می کنند. معمولا این افراد از طبقات بسیار پایین جامعه هستند و بعد از بازگشت به ایران دارای پست و مقام می شوند.
به نظرم چندی است که اینها فعال شده اند از جمله بازی که با افرادی مثل حسین درخشان انجام دادند یا با بعضی دیگر از وبلاگ نویسان. اشتباه نکنید من از درخشان دفاع نمی کنم و فکر می کنم شدیدا مریض روانی شده و احتیاج به یک روانپزشک دارد ولی جامعه آنچنان تنبیهش کرده که به نظر میاد بیماری مالیخولیاییش بد تر شده. (البته من توجیه دیگری برای رفتارش پیدا نکردم).
به عنوان مثال مدیر سایت foto.ir یا فوتو آی آر آقای ایرج مهرگان (Iraj Mehregan) یکی از همین دانشجویان است. در دانشگاه ماینز به گفته خودش درس می خواند ولی به گفته کاربران تمام مدت در حال شناسایی افراد به خصوص کسانی که در خارج از ایران درس می خوانند. با کمی تحقیق کاملا متوجه می شوید که در بالاترین همین فرد در جایی که همه را به ارامش دعوت می کند در جایی دیگر باز لینکی دیگر از حسین درخشان می گذارد و او را عنصر خود فروخته معرفی می کند. ( این قسمت هم با کمی جستجو در اینترنت کاملا قابل تحقیق است که چگونه از IP افراد برای شناسایی آنها استفاده می کند.)
باید مراقب بود که بالاترین دچار این بازیهای وزارت اطلاعت نشود و به احتمال زیاد وزارت اطلاعت اگر تا به حال موفق نشده که کسی را به داخل مدیران سایت بالاترین بفرستند، برای آینده اش برنامه ریزی کرده است. این وزارت خانه به IP و تمام مشخصات کاربران و نامهای حقیقی آنها احتیاج دارد.
مراقب و آگاه باشید.
No comments:
Post a Comment